تبليغاتX
انجمن ایرانیان باستان

انجمن ایرانیان باستان

ایران شناسی

نگاره فروهر در فرهنگ باستاني ايران 

توضيح و تفسير بخش بندي هاي نگاره فروهر

فروهر

بخش بندي نگاره فروهر :  ۱- دم پرنده    2- دوآويزطرفين دم     3- دو بال گشوده

                            4- پرهوني (دايره اي) كه ميان دوبال است.  

                           5- مردي كه از دايره بالا رفته      ۶- حلقه دردست چپ        

                           7- دست راست

   ۱-دم پرنده

دم پرنده به سه رديف نمايش داده شده كه روي هم را پوشانده اند وبه مفهوم سه خصلت بد يعني : انديشه زشت (دمشت) ، گفتارزشت (دژوخت) ، كردار زشت (دژورشت) مي باشد كه انسان در زندگي آنها را بايد به زير گذارد وروبه بالا نهد تا به كمال وجايگاهي كه لايق آن است برسد در غيراين صورت شخص به فضول پرنده كه از دم آن پايين ميايد مبدل مي شود وخصوصيات پستي به خود خواهد گرفت .

2- دو آويز طرفين دم

دو آويز همان دم پرنده است ودر اصل بر روي دو گوي گذاشته شده يا آن گوي را با چنگال خودگرفته بوده كه به مرورزمان با گوي ادغام شده وبه صورت آويزي پيچ خورده درآمده است ايندونيرو كه در قران به دو گوهر وجودي ازآن ياد شده است كه همان( سپنتا مينو) و( انگره مينو) ي ايران باستان مي باشد؛سپنتا مينو به معني نيرو ويا خوي نيكي وانگره مينو به معني نيرو يا خوي بدي است.نيكي و بدي ، غم و شادي ،تندرستي و بيماري ، زشتي و زيبايي نور و ظلمت و... تضاد هاست واين دو قطب را در جهان به هم آميخته اند و مكمل يكديگرند

3- دو بال فراخ

اين دو بال به مفهوم بلند پروازي، بلند منشي وپايه بلند انساني است كه فقط با بال انديشه ميسراست وسه بخش بال همان سه دستور بزرگ زرتشت پيامبر يعني : انديشه نيك (هومت)،گفتارنيك (هوخت)، كردار نيك (هورشت) مي باشد و با انجام كامل اين سه پند است كه انسان روبه كمال مي گذارد كه خواه نا خواه در طريق راستي سير خواهد نمود.  

(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت   توسط شاپور فیروزی  | 

به نام يزدان

معماري تخت جمشيد ( پارسه )

ادامه هنر ملي

رونق و اعتلاي معماري ايران باستان گواه بر آن است كه اين سرزمين از نخستين كانون هاي شهرسازي  و سد سازي و معماري بوده است .

امروزه مي توان ادعا نمود كه پارسه در تاريخ معماري جهان نقطه عطفي در ساختن معماري انساني با اصول اخلاقي است . انسان دربرخورد اول درپارسه وقار ، قدرت ، عظمت و پس ازدقت بيشتراعتماد به نفس و ايمان و سربلندي مردمي را مي بيند كه به آينده اميدوار بوده اند و خود را وابسته به سازمان بزرگي مي دانسته اند كه منشأ تمام خوبي ها و قدرت ها بوده است .

در آثارپارسه مباني و ارزش والاي فرهنگي معماري ايران نهفته است زيرا براي آنها مهم بوده است كه چه و چرا مي سازند و براي چه كساني مي سازند . از اين رو ، كارهايي طراحي و آفريده اند كه انسان با ديدن هر قسمت از پارسه احساس سربلندي و غرور مي كند.

در محيط پارسه به انسان احساس خوب بودن،ادب،تواضع،آرامش و خوش بيني دست مي دهد .

امروزه هر انسان با فرهنگي در پارسه به دنبال عمق مي گردد و نمي تواند بي تفاوت يا بي اعتنا از اين تأثيرات فرهنگي معماري بگذرد . معماري با عظمتي كه منعكس كننده اعتقادات سازندگان آن است و عظمتش مرهون جنگ و تجاوز نبوده و از سفاكي وقساوت دوري جسته است . هنوز مي توان در هر گوشه پارسه فضيلت اخلاقي را بر پايه نوع دوستي مشاهده كرد و درس هاي اعجاب انگيزي از مردم گرايي ، مهرباني ، عاطفه و بشر دوستي مشاهده كرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت   توسط داریوش فیروزی  | 

جشن تیرگان فرخنده باد

تیر روز از تیرماه برابر با 13 تیر در گاهشماری ایرانی

تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز - بهترین تیرانداز ایرانی -
از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت ...

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

اوستا - تشتر یشت، کرده ی چهارم

ستاره ی تیشتر«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ - شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

آب پاشی

این جشن در کنار آب ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است.

در گذشته «تیرگان» روز بزرگداشت نویسندگان و گاه به «روز آرش شیواتیر» منسوب شده است.

«ابوریحان بیرونی» و «گردیزی» در «زین الاخبار» ناپدید شدن یکی از جاودانان ایرانی یعنی «کیخسرو» را در این روز و پس از شستشوی خود در آب چشمه ای دانسته اند.

جشن تیرگان بجز این روز در نخستین تیر روز از سال یعنی سیزدهم فروردین (سیزده بدر) و سیزدهم مهرماه نیز برگزار می شود.

ارمنیان ایران نیز در روز سیزدهم ژانویه آیین هایی برگزار می کنند که برگرفته و در ادامه ی جشن تیرگان است.

فال کوزه

یکی دیگر از مراسم این جشن مانند بسیاری از جشن های ایرانی «فال کوزه»(چکُ دولَه) می باشد.

روز قبل از جشن تیرگان، دوشیزه  ای را برمی گزینند و کوزه ی سفالی سبز رنگ دهان گشادی به او می دهند که «دوله» نام دارد، او این ظرف را از آب پاکیزه پر می کند و یک دستمال سبز ابریشمی را بر روی دهانه ی آن می اندازد آنگاه «دوله» را نزد همه ی کسانی که می برد که آرزویی در دل دارند و می خواهند در مراسم «چک دولَه» شرکت کنند و آن ها جسم کوچکی مانند انگشتری، گوشواره، سنجاق سر، سکه یا مانند این ها در آب دوله می اندازند. سپس دختر دوله را به زیر درختی همیشه سبز چون سرو یا مورد می برد و در آن جا می گذارد. در روز جشن تیرگان و پس از مراسم آبریزان، همه ی کسانی که در دوله جسمی انداخته اند و نیت و آرزویی داشتنه اند در جایی گرد هم می آیند و دوشیزه، دوله را از زیر درخت به میان جمع می آورد. در این فال گیری بیشتر بانوان شرکت می کنند و سال خوردگان با صدایی بلند به نوبت شعرهایی می خوانند و دختر در پایان هر شعر، دست خود را درون دوله می برد و یکی از چیزها را بیرون می آورد، به این ترتیب صاحب آن جسم متوجه می شود که شعر خوانده شده مربوط به نیت، خواسته و آرزوی او بوده است.

دستبند تیر و باد

نمونه ای از دستبند تیر و باددر آغاز جشن بعد از خوردن شیرینی، بندی به نام «تیر و باد» که از 7 ریسمان به 7 رنگ متفاوت بافته شده است به دست می بندند و در باد روز از تیرماه (9 روز بعد) این بند را باز کرده و در جای بلندی مانند پشت بام به باد می سپارند تا آرزوها و خواسته هایشان را به عنوان پیام رسان به همراه ببرد.
این کار با خواندن شعر زیر انجام می شود :

تــیـــر بــرو بــاد بــیـا       غــم بــرو شـادی بـیا
محنت برو روزی بیا        خـوشه ی مرواری بیا

در باورهای مردم، درباره ی جشن تیرگان دو روایت وجود دارد که روایت نخست همچنان که در بالا گفته شد مربوط به فرشته باران یا «تیشتر» می باشد و نبرد همیشگی میان نیکی و بدی است :

در اوستا، تشتر یشت (تیر یشت)، تیشتر فرشته ی باران است که در ده روز اول ماه به چهره ی جوانی پانزده ساله در می آید و در ده روز دوم به چهره ی گاوی با شاخ های زرین و در ده روز سوم به چهره ی اسبی سپید و زیبا با گوش های زرین.

تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو می رود. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی است و با گوش و دم سیاه خود، ظاهری ترسناک دارد، روبه رو می شود. این دو، سه شبانه روز با یکدیگر به نبرد برمی خیزند و تیشتر در این نبرد شکست می خورد، به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری و مدد می جوید و به خواست و قدرت پروردگار این بار بر اهریمن خشکسالی پیروز می گردد و آب ها می توانند بدون مانعی به مزرعه ها و چراگاه ها جاری شوند. باد ابرهای باران زا را که از دریای گیهانی برمی خاستند به این سو و آن سو راند، و باران های زندگی بخش بر هفت کشور زمین فرو ریخت و به مناسبت این پیروزی ایرانیان این روز را به جشن پرداختند.

روایت دیگر نیز درباره ی «آرش کمانگیر» اسطوره و قهرمان ملی ایرانیان است و اینکه میان ایران و توران سال ها جنگ و ستیز بود، در نبرد میان «افراسیاب» و «منوچهر»، شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می خورد؛ این رویداد در روز نخست تیر روی می دهد و در گذشته ها این روز برای ایرانیان عزا ای ملی بود (و جالب است بدانید هنوزم دیدار از خانواده های عزادار در این روز میان زرتشتیان رایج است) سپاه ایران در مازندران به تنگنا می افتد و سرانجام دو سوی نبرد به سازش در می آیند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان برخیزد می پذیرند که از مازندران تیری به جانب خاور (خراسان) پرتاب کنند هر جا تیر فرو آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند؛ تا در این گفتگو بودند، سپندارمذ (ایزدبانوی زمین) پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان آوردند. آرش در میان ایرانیان بزرگ ترین کماندار بود و به نیروی بی مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می کرد. سپندارمذ به آرش گفت تا کمان بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد.
او خود را آماده کرد، برهنه شد، و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کژی ای در وجودم نیست، ولی می دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه ی نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آنگاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند برآمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی جان بر زمین افتاد (درود بر روان پاک آرش و روان های پاک همه ی سربازان ایرانی).
هرمز، خدای بزرگ، به فرشته ی باد (وایو) فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می رفت و از کوه و در و دشت می گذشت تا در کنار رود «جیهون» بر تنه ی درخت گردویی که بزرگ تر از آن در گیتی نبود؛ نشست.

آنجا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن گرفتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت   توسط   | 

بيستون گواهي ميراث جهاني می گیرد

به مناسبت شصتمين سالروز عضويت ايران در يونسكو و تاسيس كميسيون ملي يونسكو در ايران، گواهي ميراث جهاني از سوي مسوولان يونسكو به بيستون اعطا مي‌شود.
مركز اطلاعات سازمان ملل در تهران در اطلاعيه‌اي اعلام كرد كه اين مراسم با انجام آييني با حضور مسوولان يونسكو و ميراث فرهنگي در استان كرمانشاه برگزار مي‌شود.
بر اساس اين گزارش، مراسم مذكور اولين برنامه از هشت برنامه‌اي است كه براي اهداي گواهينامه ميراث جهاني در ايران برگزار مي‌شود.
گواهي نامه ميراث جهاني كه از سوي كوئيچيرو ماتسورا دبيركل يونسكو امضا شده به دولت‌هايي كه مسوول حفاظت از ميراث جهاني هستند اعطا مي‌شود.
بيستون پيرو پيشنهاد دولت جمهوري اسلامي در سال ‪ ۲۰۰۶‬در فهرست آثار ميراث جهاني يونسكو به ثبت رسيد.
افتتاحيه مراسم بعدي در تاريخ ‪ ۱۷‬تيرماه امسال در شهرستان بم خواهد بود و تا آذر ماه سال جاري شش گواهي نامه ديگر به ميراث جهاني اصفهان، سلطانيه ، تخت سليمان، چغازنبيل، پرسپوليس و پاسارگاد اهدا خواهد شد.
بيستون تنها متن شناخته شده هخامنشي است كه رويداد تاريخي تشكيل مجدد امپراطوري هخامنشي توسط داريوش اول را ثبت كرده است.
                                                                                                                                       منبع:عصریران      

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت   توسط داریوش فیروزی  |