تبليغاتX
انجمن ایرانیان باستان

انجمن ایرانیان باستان

ایران شناسی

به نام يزدان

معماري تخت جمشيد ( پارسه )

ادامه هنر ملي

رونق و اعتلاي معماري ايران باستان گواه بر آن است كه اين سرزمين از نخستين كانون هاي شهرسازي  و سد سازي و معماري بوده است .

امروزه مي توان ادعا نمود كه پارسه در تاريخ معماري جهان نقطه عطفي در ساختن معماري انساني با اصول اخلاقي است . انسان دربرخورد اول درپارسه وقار ، قدرت ، عظمت و پس ازدقت بيشتراعتماد به نفس و ايمان و سربلندي مردمي را مي بيند كه به آينده اميدوار بوده اند و خود را وابسته به سازمان بزرگي مي دانسته اند كه منشأ تمام خوبي ها و قدرت ها بوده است .

در آثارپارسه مباني و ارزش والاي فرهنگي معماري ايران نهفته است زيرا براي آنها مهم بوده است كه چه و چرا مي سازند و براي چه كساني مي سازند . از اين رو ، كارهايي طراحي و آفريده اند كه انسان با ديدن هر قسمت از پارسه احساس سربلندي و غرور مي كند.

در محيط پارسه به انسان احساس خوب بودن،ادب،تواضع،آرامش و خوش بيني دست مي دهد .

امروزه هر انسان با فرهنگي در پارسه به دنبال عمق مي گردد و نمي تواند بي تفاوت يا بي اعتنا از اين تأثيرات فرهنگي معماري بگذرد . معماري با عظمتي كه منعكس كننده اعتقادات سازندگان آن است و عظمتش مرهون جنگ و تجاوز نبوده و از سفاكي وقساوت دوري جسته است . هنوز مي توان در هر گوشه پارسه فضيلت اخلاقي را بر پايه نوع دوستي مشاهده كرد و درس هاي اعجاب انگيزي از مردم گرايي ، مهرباني ، عاطفه و بشر دوستي مشاهده كرد .

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت   توسط داریوش فیروزی  | 

به نام يزدان

تخت جمشيد ، شهر پارسه

به فرمان داريوش شاه معماران ، مهندسين ، طراحان ، حجاران وهمه هنرمنداني كه از سراسرشاهنشاهي در شوش فعاليت داشتند به دامنه كوه رحمت ، مشرف بر

دشت آباد وپرجمعيت (خدادايتيشيه) انتقال يافتند تا شگفتي بيافرينند كه نه تنها جلوه اي از شكوه وعظمت فرمانروايي هخامنشيان باشد بلكه هنوزپس از گذشت

2500 سال ، چون معمايي در برابرديدگان حيرت زده باقي بماند ؛ اين كاخ ها ويران اما هنوز زيبا از لحاظ تزيين ، فنون معماري ، تنوع مصالح و صنعتكاران و

حجاراني كه در آنجا كار كرده اند گوياي وسعت و تنوع فرهنگي سراسر شاهنشاهي هخامنشي هستند . تنوعي كه عناصر آن ضمن حفظ ويژگي هاي گوناگون در وحدت هماهنگ بسيج شده اند تا تصويري از يكپارچگي و حمايت اقوام متعدد از شاهنشاهي هخامنشي بيافرينند .بنا به فرمان دايوش شاه صفه اي مستطيل به

پهناي 300 ، درازاي 455 و بلنداي تقريبي 15 متر ، به مساحت 125000 متر مربع پي ريزي شد . داريوش شاه شرح دقيق چگونگي شالوده پي ريزي را ،

البته در خصوص كاخ شوش آورده است ؛ اين احتمال وجود دارد كه بناي ساختمان ها ، پيش از اتمام ديوار صفه آغاز شده باشد . كليه ساختمان هايي

كه روي صفه بنا شدند بر دو محور مستقيم كه يكديگر را با زاويه قايمه قطع مي كنند ،قرار دارند . گفته ميشود ، روي خط مستقيم قرار دادن بناها ، براي رصد هاي

گاهشماري در تخت جمشيد بوده است . رصدهايي كه از نظر اعياد مذهبي حايز اهميت بوده است . اينگونه رصد كردن مي بايست بر مبناي خورشيد از پس كوه

رحمت استوار بوده باشد . اگر اين حدس درست باشد ، آن گاه شايد اسم اين كوه يعني رحمت ( مهر= ميترا ) ( مهري كه براي مردم غرب ايران نماينده ايزد خورشيد

بود ) اسم با مسمايي باشد . ويژگي حيرت انگيز تخت جمشيد ،به كارگيري 873 ستون سنگي در آن بوده است از اين ستون ها امروزه تنها 20 ستون بر پا مانده

است اما همين تعداد كافيست تا اين سؤال را بر انگيزد كه در آن زمان ،با چه وسيله اي اين ستون هاي سه تكه اي وزين را بر پا داشته و استوار ساخته اند .

( ادامه دارد )

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت   توسط داریوش فیروزی  | 

به نام يزدان

ایران باستان

سرزمين ايران ، يكى از كهن ترين مهدهاىتمدن اين كره ى خاكى است كه مناطقى گسترده شامل كوه هاى بلند ، دشت هاى وسيع و بيابان هاى پهناور را در خود جاى داده است ؛ اماافزون براين نواحى باير، نواحى زيادى با شرايط آرمانى براى كشاورزى و دامدارى را نيز دارد ، در نتيجه نه هزار سال پيش از ميلاد مسيح نخستين زيستگاه ها ، به ويژه در جنوب غرب ايران ، تاسيس شدند .

در محدوده ى مرزهاى ايالتى كه امروزه خوزستان ناميده می شود و در نواحی اطراف شوش ، مداركى دال بر وجود تمدنى شكوفا حتى در هزاره ى چهارم پيش از ميلاد وجود دارد .

براى نخستين بار قوم پارس موفق گشت در ناحيه اى كه بعدها موطن آنان شد ، استقرار يابد و در آنجا امپراتورى بزرگ پارسی را بنيان نهد .

كوروش با فتح ليدى كه منجر به گشودن بخش وسيعی از آناتولى و نيز تسلط بر بابل

( سال539پيش از ميلاد) توانست بنيان امپراتورى پارسى ها را پايه گذارى كند . ابعاد اين امپراتورى به دست پسرش كمبوجيه گسترش يافت. بيشترين و مهم ترين بخش گسترش امپراتورى به دست داريوش بزرگ سامان يافت . بر اثر فتوحات پى در پى ، دامنه ى امپراتورى از درياى سياه و بحر خزر در شمال ، نوبيا در جنوب ، از كناره هاى آناتولى در غرب و تا رود پنجاب هند در شرق گسترش يافت .

شايان ذكر است كه اين نسخه به عنوان بهترين مطلب در مورد تمدن بزرگ پارسى ارائه شده است و با ب درعنايت يزدان پاك نويد مطالب بعدى را به خوانندگان عزيز ميدهم.

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت   توسط داریوش فیروزی  |